عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
69
كشف الحقايق ( فارسى )
بس بسم الله الرحمن الرحيم « 1 » رسالهء دوم از كتاب كشف الحقائق در بيان انسان و آنچه تعلق به انسان دارد بدانكه انسان مركبست از دو چيز يكى از جسم كه عالم خلقست و يكى از روح كه عالم امر است و عالم خلق مركب و قابل قسمت است و عالم امر بسيط حقيقيست و قابل قسمت نيست و اهل شريعت روح انسان را باسامى مختلف ذكر كردهاند : روح انسانى و نفس ناطقه و مانند اين گفتهاند . فصل « 2 » در سخن اهل شريعت در بيان مبدأ روح انسانى بدانكه اهل شريعت مىگويند كه در روح سخن گفتن و بحث روح كردن اجازت نيست از جهت آنكه روح را از آدميان كسى ندانست و نخواهد دانست و رسول ( ص ) هم جواب نگفت يعنى جماعتى از رسول ( ص ) سؤال كردند كه روح چيست ؟ رسول ( ص ) جواب نگفت و انتظار وحى مىكرد تا جبرئيل بيامد و اين آيت بياورد : وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا « 3 » بعضى از اهل شريعت مىگويند كه رسول ( ص ) مىدانست كه روح چيست اما اجازت جواب نگفتن « 4 » بود و بعضى از اهل شريعت مىگويند كه رسول ( ص ) مىدانست كه روح چيست و جواب سائل هم گفت يعنى
--> ( 1 ) - آغاز نسخه ناقص مجلس شوراى ملى ( 2 ) - باب اول ( 3 ) - اسراء 87 ( 4 ) - جواب گفتن ( آستانه ) - جواب گفتن نداشت ( مجلس )